تبليغاتX
شبهای خوشبختی

یکی بود یکی نبود زیر این سقف کبود یک غریب اشنا دل و جونمو ربود

این جوری نگاهم نکن گل یاس مهربون اون غریبه خودتی همیشه باهام بمون

 

 

هر وقت بعد از 120 سال رفتي اون 2نيا وقتي خواستي از پل صراط رد شي و بهت گفتن يکي

حلالت نکرده اون منم که به اين بهونه يه بار ديگه ميخوام ببينمت 

نوشتم بی تو احوالم غمین است

گمانـــم روزهای آخریـــــن است

نوشتم بی تو خواهم مرد، گفتی:

"سرانجام همه مردم همین است"

                      

 

 

اگه باهات نیستم برات که هستم

اگه چشمات نیستم نگاهت که هستم

اگه حرفات نیستم صدات که هستم

اگه خودت نیستم فدات که هستم

 

                          

به دنبال گناهی هستم که مجازاتش

تبعید به قلب تو باشد خواهشا حرف

ازازادی نزن که دوست دارم

تا ابد زندونی قلب تو باشم

 

عزیزم خدمتت را کم نکردم

زدی تیری که شانه خم نکردم

زدی تیری تو از بهر جدایی

جدایی را تو کردی من نکردم

              

 

پس از مرگم تو ای زیبا نگارم

بیا با جمع یاران بر مزارم

سرت خم کن بزن یک بوسه

بر خاک که در زیر خاک هم

چشم انتظارم

               

تا ابی عشق پر گشودن زیباست

هر لحظه تورا با جان سرودن زیباست

منظور از این ترانه می دانی چیست؟

یعنی که همیشه با تو بودن زیباست

 

                

بهش بگین بی خبرم بپرسد عشق ما چی شد؟

چشم سیاهش طرز نگاهش هوش و حیاش مال کی شد؟

اونی که تاز اومد و توی دلم خاطره شد بهش بگین

با رفتنش کار دلم یکسره شد

 

                

یه گلدون پر گل مال تو

تو هم مال من دیدی بازم کلاه سرت رفت

تو یک گلدون گل داری ولی من یک دنیا گل دارم

 

                     

مهربانم کاش بودم و سر بر استانت می نهادم

و انگاه غریبانه می گریستم و میگفتم بی تو تنها ترینم

 

به خاطره ها می سپارمت به نغمه باران من می روم بدان جدایی ما پایان عاطفه ها نخواهد بود

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 23:28  توسط خوشبخت | 

سلام بچه های خوب و باحال چون وبلاگ من یکم دیر بالا میومد به همین خاطر یکم از مطالب

رو پاک کردم

 

دوست دارم......

 

دوست دارم آغاز شوم

دوست دارم چون قطره باران بر بام هر خانه اي ببارم

 

تا از راز مردمان آن خانه سر درآورم

اين كار مرا به حساب كنجكاوي نگذار!!!!

 

دوست دارم با غم تك تك آنها مأ نوس شوم

تا بتوانم تسكيني بر درد وزخم مانده بر قلبشان باشم

 

دوست دارم پرواز كنم

دوست دارم در اوج بميرم

 

اما !... نه.. تاب دوري از تو را ندارم

دوست دارم اشكهاي روي گونه ات باشم

 

چون مي دانم كه هر قطره اشك تو تاوان سخت انتظار است

دوست دارم براي لحظه اي از خود دور باشم

 

و همچون قاصدك كنار پنجره ي اطاقت ظاهر بشوم

وتورا ببينم كه چگونه بي تابي

 

دوست دارم گريه هايت را با من تقسيم كني

اما نه... تحمل گريه هايت را ندارم

 

دوست دارم خنده هايت را با من تقسيم كني

اما! خنده هايت آنقدر كمند كه بي انصافيست اگر

 

نيمي از آن را براي خود بدانم

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 1:11  توسط خوشبخت | 

برو...

اگه می خوای بری برو دوباره از تو می گذرم

به گریه هام نگاه نکن من از تو بی وفاترم

 

تو اشتباه عمرمی که دیگه تکرار نمیشه

این دفعه دیگه برنگرد تو واسه من یار نمیشی

 

از توی قصه هام برو دیگه به فکر من نباش

تموم کن این دروغارو نمک رو زخم من نباش

 

همیشه بی گناه تویی همیشه تقصیره منه

نگاه بی وفای تو همیشه طعنه می زنه

 

اما بازم می بخشمت این اشتباه آخره

گذشتم از گناه تو اما خدا نمی گذره

+ نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 23:50  توسط خوشبخت | 
 

نامه

این تلفن خراب نیست ? تو معرفت نداربی
نامه ها بی جواب نیست ? تو معرفت نداری


راه من و تو دور نیست؟ تو از ترانه دوری
کوچه ها بی عبور نیست؟تویی که سوت و کوری


تو بی صداترینی ? من از ترانه لبریز 
تو به بهار زردی ? من گل سرخ پاییز


سیبای باغمون رو
دیوای قصه خوردن


انگاری توی این شهر
نامه رسونا مردن


حتی خبر ندارم ? کجای این سکوتی
شاپرک رهایی ? یا شام عنکبوتی


حیف نگاه خیسم !‌ حیف همین ترانه
حیف حروف پک این همه عاشقانه

 
تو بی صداترینی ? من از ترانه لبریز

تو یه بهار زردی ? من گل سرخ پاییز


سیبای باغمون رو
دیوای قصه خوردن


انگاری توی این شهر
نامه رسونا مردن

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 11:20  توسط خوشبخت | 
 
JavaScript Codes JavaScript Codes